|
هوس سفر...
|
||
|
و مَن یُخرج مِن بیته مُهاجرآ الی الله و رسوله ثُم یُدرکه الموت فقد وقع اجره علی الله... |

1)معمولا همه ما در بررسی زندگی شهدای انقلاب و به خصوص فرماندهان شهیدمان گرفتار افراطیم یا تفریط.یا به سراغ زندگیشان نمی رویم و یا اگر رفتیم می خواهیم آنها را به عنوان الگوی رفتاری خود در تمام زمینه های زندگی انتخاب کنیم.در حالیکه هر دوی این راهها به خطا رفتن است.شهدا برای به آسمان رفتن پر و بالی گشودند که این پر و بال را سهم هر کسی نمی کنند.باید لایق باشی تا...
از آن سو باید بدانیم که شهیدان الگوی رفتاری ما در تمام عرصه ها نیستند.چرا که احتمال خطا رفتن در مسیر زندگیشان،همچون خود ما کم نبوده است.اما چگونه باید از جام شراب خاطرات دلاوران جبهه و جنگ برای خماری و تشویش خویش تسکینی بیابیم؟
به نظر حقیر، راه آن است که به دنبال آن جام جم باشیم که همه آنها داشته وبه خاطر آن لیاقت سوی دوست پر کشیدن را یافتند.
2.شهید چمران را همه دوست دارند و به سبب بزرگ مردی هایش از خود می پندارد.گاه حتی کسانی آنقدر وهم برداشتتشان که او را لیبرال می نامند و ناجوانمردی های در حقش هنگام حیات را از این باب علت یابی می نمایند.
عده دیگری هم او را آن چنان به خود نزدیک می پندارند که گویی یادشان رفته روزهایی آمریکایی می گفتنش. گویی این رسم روزگار که تا هنگام زندگی باید در اسلامت هم تشکیک کنند و به محض رفتن از عرصه ی دنیا،از تو اسطوره ای خواهند ساخت.
***
اما به راستی چمران از کدام دسته و قبیله بود؟
پاسخ به این سوال را نباید در کلام وابستگان به جناح های سیاسی یافت که باید برای یافتن مکتب چمران ها،به دنبال ویژگیهای منحصر به فرد قبیله ی فرزندان روح الله بگردیم.قبیله ای که همان خصوصیت هایش باید برای رهپویان مکتب شاهد پرور فرزندان روح الله الگو گردد.
از مهمترین ویژگی های چمران و چمران ها،به دنبال ولی گشتنشان بود.
او ابتدا با یافتن میکده امام موسی،به آرزوی می ناب از همه چیزش گذشت و به لبنان رفت تا در کنار اویی سربازی کند که مظهر علی(ع) می دانستش و وارث حسین(ع).
و هنگامی که امام را یافت؛به وفای عهد با ولایتش که برای او هم خم بود و هم می و هم نی شتافت.
ویژگی دوم آنان،دردمندیاشان بود که گویی درد و رنج مردم را از خود میدانستند.
وسوم؛آن عرفان ناب چمران است که در دست نوشته هایش به راحتی می یابی.چمران به دنبال زمان و مکانی می گشت که فقط خدا بود و دیگر هیچ نبود.از همان روست که مرگ را در آغوش کشیدن را زیبا می دید.
اما عرفان او در میانه میدان نبرد حق و باطل بود که از ازل آغاز شده و تا ابد ادامه دارد.شاید برای همین بودکه" با عقیده پاک خالص غیر وابسته به دستجات وگروه های سیاسی و عقیده به هدف بزرگ الهی،جهاد را در راه آن از آغاز زندگی شروع و به آن ختم کرد.او با نور معرفت و پیوستگی به خدا قدم نهاد و در راه آن به جهاد برخاست و جان خود را نثار کرد."*
و شاید برای همین بود که امام شهادت او را به ولی عصر تسلیت گفت.گویی که....
و کلام آخر؛
برای مایی که می خوهیم سرباز روح الله باشیم در نزدیکی ظهور حضرت بقیه الله؛چمران و چمران ها تنها یک نمونه اند از کسانی که در عین ارادتمندی به این و آنی هر چند غیر از این قبیله عاشق،اما به راستی که ولایت ولی زمانه خود را بر دوش می کشیدند.به این معنا که به هنگام صادر شدن فرمان امام غیر ممکن را به ممکن تبدیل می ساخت.
"به راستی که شب پیش که شب شهادت،نا امیدی،شب شکست و سقوط بود با فرمان امام آن چنان تغییر کرد که شب بعد به شب آرامش،شب امید و شب پیروزی تبدیل شد."*
به امید آنکه ما نیز پاسدار سخن ولی زمانه خود باشیم وحلقه ای از آنان گرد هم جمع آید.
"هنر آنست که انسان بی هیاهوهای سیاسی و خود نمایی های شیطانی برای خدا به جهاد برخیزد و خود را فدای هدف کند نه هوی و این هنر مردان خداست."**
پی نوشت:
|
|